نگاه نهم
-
تاریخ: 1392/7/13 ساعت: 18:40
بدترین اتفاقی که می تونه برای یه آدم بیوفته اینه که نتونه حرف بزنه ومن چندماهی بود که نمی تونستم حرف بزنم. وبلاگی درست کردم تا درون اون حرف های دلم رو بزنم و زبون باز کنم اما نشد. نتونستم و مرتب از این طرف و اون طرف پست دزدیدم. حالا بعد مدت ها و گذاشتن هشت نگاه قدرت اینکه صحبت بکنم رو به دست آوردم ...
نگاه هشتم
-
تاریخ: 1392/4/23 ساعت: 5:05
مرگ بعضی وقتها ازدرد دوری بهتر است بیقرارم کردی و گفتی صبوری بهتر است توی قرآن خوانده ام، یعقوب یادم داده است دلبرت وقتی کنارت نیست، کوری بهتر است
نگاه هفتم
-
تاریخ: 1392/4/23 ساعت: 5:02
خودم گفتم یه راه رفتنی هست ، خودم گفتم ولی باور نکردم دارم می رم که تو فکرم بمونی ، دارم میرم دعا کن برنگردم
نگاه ششم
-
تاریخ: 1392/4/23 ساعت: 5:01
اگه یه ایتالیایی افتاد دنبالت , بدون که خوشگلی ^_^ اگه یه آمریکایی افتاد دنبالت , بدون که تو سزاوار احترامی اگه یه فرانسوی افتاد دنبالت , بدون که رومانتیک هستی ♥ اگه یه انگلیسی افتاد دنبالت , بدون که آدم عاقلی هستی اگه یه ایرانی افتاد دنبالت: بدو بدو فقط بدو
نگاه پنجم
-
تاریخ: 1392/4/4 ساعت: 18:35
قبل از ازدواج : خوابيدن تا لنگ ظهر بعد از ازدواج : بيدار شدن زودتر از خورشيد نتيجه اخلاقي : سحر خيز شدن قبل از ازدواج : رفتن به سفر بي اجازه بعد از ازدواج : رفتن به حياط با اجازه نتيجه اخلاقي : با ادب شدن قبل از ازدواج : خوردن بهترين غذاها بي منت بعد از ازدواج : خوردن غذا هاي سوخته با منت نتيجه اخل...
نگاه چهارم
-
تاریخ: 1392/4/1 ساعت: 19:40
دلم برای یک نفر تنگ است…نه میدانم نامش چیست…و نه میدانم چه می کند…حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…رنگ موهایش را نمی دانم…لبخندش را هم…فقط میدانم که باید باشد و نیست…
نگاه سوم
-
تاریخ: 1392/4/1 ساعت: 19:34
یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن.پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پش...
نگاه دوم
-
تاریخ: 1392/3/21 ساعت: 15:46
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى كه خشمگین هستند صدایشان را بلند میكنند و سر هم داد میكشند؟شاگردان فكرى كردند و یكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم. استاد پرسید: این كه آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با وجودى...
نگاه نخست
-
تاریخ: 1392/3/21 ساعت: 1:06
زندگي زيباستزشتي هاي آن تخصير ماستدر مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست زندگی آب روانی است روان می گذردآنچه تقدیر من و توست همان می گذرد سلام . نگاه نخست از دیدگانم را به این مطلب می دوزم تا انعکاس آن را ببینید. آهنگ وبلاگ nothing like us از جاستین بلیبر هست. امیدوارم خوشتون بیاد. می تونید متن اصلی و...